امان از دل زینب



و هر روز که کاروان به مقصد نزدیکتر می شود ، دلهره اش بیشتر و بیشتر می شود .



شنید که برادرش می خواند :


یا دهر اُفٍّ لک من خلیل


کم لک بالإشراق و الاصیل


و انگار که بند بند دلش از هم پاره شد .





دل نوشت:
امسال تمام محرمم نذر زینب است